تویی که رو نقابتم، دوباره صورتک زدی... :: اعتکافِ دل

اعتکافِ دل

وَ هُوَ الَّذی یُنَزِّلُ الْغَیْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا

اعتکافِ دل

وَ هُوَ الَّذی یُنَزِّلُ الْغَیْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا

تویی که رو نقابتم، دوباره صورتک زدی...

سه شنبه, ۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۶:۵۰ ب.ظ


نیاز دارم که ساکت باشم. تو خودم باشم. گوش ندم به اطرافم و حواسم فقط به کارم باشه. دوست دارم روی گوشام فیلتر بذارم، فقط صدای نسخه جدید تو سیستمه، نسخه آمادست؟ فلان دارو رو داریم؟ آموکسی و مترونیدازول باهم چقدر میشه و...» رو بشنوم، و فیلتر بذارم رو گلوم جز صدایی که کلماتش مترادف دارو و نسخه‌ست از دهنم بیاد بیرون.

محل کار نمیذاره.

همکار اعصاب خوردکن نمیذاره.

همکار درک نکن نمیذاره.

کی میفهمه من چی میخوام؟ کی میفهمه من حال و حوصله‌ی خودمم ندارم.

خستم میکنن فقط خسته. 

مجبور میکنن نقاب بزنم به صورتم، صدام رو ببرم بالا، بخندم و چرت و پرت بگم و در جواب حرفای بیخود لبخند کله گشاد بزنم که یهو بهشون برنخوره!

حتی ناراحتیمم باید دل بقیه رو به دست بیاره؟

پس کی باید منو درک کنه؟

دلم میخواد فقط چاووشی گوش بدم و زمزمه کنم: «محاله اعتنا کنم به وعده های مبهمت

منی که مطمئن شدم شفا نمیده مرهمت...»

پ.ن: جواب کامنتارو ندادم، نذارین رو حساب بی ادب بودنم، بذارید به حساب اینکه حداقل شما این بی‌حرفی و بی حوصلگی منو درک میکنید. :)


  • به قلمِ یاس ارغوانی🌱

نظرات  (۲)

  • 𝑹𝒂𝒄𝒉𝒆𝒍 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒔
  • حق داری عزیزم 

    + گاهی وقتا بهتره برای خودت خودخواه باشی 

    واقعا همه ما نیاز داریم یه فردی باشه که ما رو فقط ببینه و درد هامون رو بشنوه 

    * حرفت منک یاد یه کی دراما انداخت که دختره همه فشار های روحیش رو با لبخند و غصه ها و گریه هاش رو پست لبخند پنهان می کرد که کسی نفهمه ولی بالاخره زمین گره و خدا جلو پاس یه فردی رو گذاشت که میدید درد هاش رو * 

    اسم کی دراما رو به درستی یادم نمیاد ولی یاد اون افتادم :)

    پاسخ:
    سعی کردم خودخواه باشم. اما نه خودخواهی که بخوام حق بقیه رو ضایع کنم و بهوام با کسی بد برخوردی داشته باشم. من فقط میخوام اگر غمگینم، غمگین باشم نه نقاب بزنم و با خنده بخوام غمم رو قایم کنم.
    زندگیم خیلی بهتر میشه اگر مثل این دختر شخصیت داستان، کسی بیاد که منو با غم و خندم بخواد و قضاوت نکنه.

    اخخخخ چقدر حرفتو درک میکنم

    از همکارام اعصابم خرده اینقدررر که با تمام وجودم درک کردم که همکارای روی مخ بیشتر از خود کار تو رو خسته میکنن

    پاسخ:
    ۹۰ درصد مشکلات من سرکارم فقط همکارامن :)))
    شاید اخلاق ضد اجتماعی دارم! جدی بارها به این مسئله فکر کردم نکنه کن مشکل دارم اما بدیهی ترین و پیش پا افتاده ترین حق و حقوق و مسائل رو باید به بقیه گوشزد کرد؟! البته من اهل نصیحت کردن بقیه نیستم و همین باعث میشه تو دلم حرص بخورم که چرا اینقدر حقوق اولیه و مسائل پیش پا افتاده برای اینا تعریف نشده‌ست.
    هی...

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">